برخي از مهم ترين غلط هاي چاپ اول و دوم همنوايي شبانه

درست

غلط

سطر

صفحه

چطور جرأت

کلنل باشم

دقيقه يک بار

سفرِ کوتاه به من

نبودم: «عيبی ندارد. عوضش بارِ ديگر 

برمی گردی به همان روالِ عادیِ زندگیِ خودت!»

دليکاتسن

افتاده بودم

گرفته است

برمی خيزم چراغ اتاق را روشن کنم.

دانه بر می چيد

می کشانم

صدای گربه ی 

اين جمله ادامه ی يادداشت های افسر سابق است.

بنابراين خطش بايد عيناْ مثل همانها باشد

من! و من که تا مغز استخوان

ديگری

راحتی

قهوه اش

کسی

از سر بگيرد

پشتِ آن

گربه

ظرف

پنج و ده دقيقه

می ديد

مهم بودند

سه پايه ی نقاشی

منصرف شدم

صدا  

ضخيم

باريکی

لای صفحه ی 163 را

کرد

با هق هق ِ

حسن ِ تفاهمِ

دو خط مورب بود که

پروفت، با نگاهی ظلمانی،

مورب بود

تند و شکسته ی

بی اعتنايی ِ

سه ماهه ی

پرهيب ِ

مسحور

خود ِ درگيری

چطور جرأتی

کلنل باشد 

دقيقه يکی بار

سفرِ کوتاه من

نبودم؛ عيبی ندارد. عوضش بارِ ديگر برمی

گردی به همان روالِ عادیِ زندگیِ خودت!

دليکاتنس

افتاده بود

می گرفت

برمی خيزم چراغ اتاق را روشن می کنم.

دانه می چيد

می کشاندم

صدای گريه ی

«هيچگاه نفهميدم... 

 

من! که تا مغز استخوان

ديگر

راحتا

قهوه ای

کسی که

از سر

پشتِ در

گريه

ضرف

پنج و بيست و دو دقيقه

می ديد و

مهم بود

سر پايه ی نقاشی

منصرف شده بودم

صداها  

زخيم

باريک

لای صفحه ی 199 را

می کند

به هق هق ِ

حس ِ تفاهمِ

دو خط مورب که

با نگاهی ظلمانی،

مورب

تند و شکسته

بی اعتنا

سه ماه ی

پر هيب ِِ

محسور 

خوددرگيری

16

7

25

9

11

 

29

21

28

8

5

4

آخر

12

 

18

10

20

1

12

2

6

2

26

17

21

25

8

15

23

27  

1

3

28

12

11

5

26

5

16

2

23

4

5

11

44

48

54

80

81

 

89

92

92

95

106

110

112

115

 

128

129

132

133

136

138

142

148

150

152

155

158

160

160

161

162  

163

163

165

167

173

174

174

177

177

180

182

183

184

186